تبليغاتX
زاوش زردشت
.

آداب و رسوم چهارشنبه سوری

 

چهارشنبه سوری

منبع:  http://www.avayedel.com/1386/12/24/post_339/

4shanbehsouri.png

شب چهارشنبه سوری جشنی است که مانند سایر جشن های ایرانی با ستاره شناسی ارتباط دارد و مبدأ همه حساب های علمی و تقویمی است . در آن روز در سال 1725 پیش از میلاد ، زرتشت بزرگترین حساب گاه شماری را در جهان محاسبه نموده و تاریخ های کهن را درست و منظم کرد . در آن شب زرتشت تاریخ را اصلاح نموده و به یاد بود آن مردم جشنی بر پا کردند و آن رصد و اصلاح تا کنون در هیأت و یادمان چهارشنبه سوری مانده است . ایرانیان برای آتش احترام خاصی قابل بودند و آن را دارای قدرت های بسیار می دانستند ، آتش را برای دفع این نحوست در روز چهارشنبه آخر سال روشن می کردند . برای اولین بار این جشن در کتاب تاریخ بخارا در نیمه اول سده چهارم هجری یاد شده که منصورین نوح سامانی آن را برگزار می کرد .

افروختن آتش جزو جدایی ناپذیر مراسم شب چهارشنبه سوری بود و مردم از سرشب اقدام به این کار می کردند آنگاه از کوچک و بزرگ و پیر و جوان همگی از روی آتش می پریدند و اشعاری را نیز در این هنگام می خواندند :

غم برو شادی بیا ، محنت برو شادی بیا

 

 و در دفعات بعدی به آتش می گفتند :

 

زردی من از تو – سرخی تو از من

 


آجیل مخصوص چهارشنبه سوری مخلوطی بود از آجیل های شور و شیرین و معمولاٌ تشکیل می شد از : برگه هلو و زردآلو ، باسلق ، کشمش ، شکرپنیر ، مغز گردو ، انجیر ، توت و غیره خرید این آجیل را برای مستجاب شدن یک نیاز همچون آجیل مشکل گشای نذر می کردند و غیر از آن نیز خوردن یک چنین آجیلی را باعث شگون و خوش یمنی و آمدکار در سال جدید می دانستند .

مراسم قاشق زنی چهارشنبه سوری از مراسم دیگر شب چهارشنبه سوری بود . نحوه کار بدین ترتیب بود که زنان طوری چادر به سر می کردند که کسی آنها را نشناسد و سپس کاسه ای مسی با یک قاشق بدست گرفته و در کوچه ها به راه می افتادند و پس از رسیدن به در هر خانه ای با قاشق ، محکم به ته کاسه می کوبیدند با در آوردن این سرو صداها صاحب خانه متوجه قاشق زن می شد و پس از باز کردن در مقداری بنشن ( حبوبات آش ) و یا مقداری پول در داخل کاسه قاشق زنی می انداخت . پس از رفتن به منازل بسیار ، قاشق زن پس از اینکه به خانه برگشت با بنشن های جمع آوری شده ، مقدمات پختن آشی را تدارک می دید و اگر برای تهیه آش چیزی نیز کم بود با پولهای حاصل از قاشق زنی آن را خریداری می کرد . پختن آش مزبور را یا برای تبرک و شگون انجام می دادند و یا اینکه در خانه اگر فرد مریضی داشتند به نیت شفای وی این آش را تهیه و به خورد فرد مریض می دادند و بر این اعتقاد بودند که این آش علاج تمامی دردهاست و با خوردن این آش ، درد و بلای مریض آنها به سال دیگر نخواهد کشید و شفا پیدا خواهد کرد .

رسم دیگری در شب چهارشنبه سوری اجرا می شد به نام کوزه شکنی ، که انجام آن را برای دور کردن بلایا موثر می دانستند به این ترتیب که در هنگام غروب چند سکه درون کوزه ای آب ندیده ای می انداختند و سپس به نیت دور کردن بلا از خانه ، کوزه مزبور را از پشت بام خانه به داخل کوچه پرتاب می کردند و باز می گشتند در موقع پرتاب زیر لب می گفتند درد و بلام بره تو کوزه ، بره تو

کوچه ، معتقد بودند در هنگام انجام این مراسم و بازگشت نباید برگردند و پشت سرشان را نگاه کنند چون ممکن است بلایا دوباره به خانه برگردد .


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 19:6  توسط زاوش مهرکیش  | 

به نظر شما این مطلب تا
 
 چه حدی صحت  داره؟
 
 
توسط http://pasargadekabir.blogfa.com/  نوشته شده.
 
 
چهارشنبه سوری و یا چهارشنبه ی زوری

يک حرف حسابی از چهارشنبه سوری از زبان دکتر کورش نيک نام موبد زرتشتی؛


چهارشنبه سوری يک جشن زرتشتی نيست.

سه شنبه شب؟ جشن چهارشنبه سوری؟ همين برای بسياری روشنه که اين جشن بايد واکنشی به سنتها و باورهای اعراب بعد از فتح ايران در پايان سلسله ساسانی باشه. ولی کيه که متوجه بشه ؟

جواب : دکتر کورش نيک نام موبد زرتشتی و پژوهشگر در فلسفه وسنن ايران باستان از راز ، چرا چهارشنبه سوری؟ و چرا آتش ؟ پرده برداشتند.
ما زرتشتيان در کوچه ها آتش روشن نمی کنيم و پريدن از روی آتش رو زشت می دونيم .

 

در گاه شماری ايران باستان و زرتشتيان اصلأ هفته وجود نداره. ما در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم . شنبه و يکشنبه و . . . بعد از تسلط اعراب از فرهنگ اونها داخل ايران شد . بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای رو جشن بگيريم ( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد.

همونطور که گفتم ما در ايران باستان هفته نداشتيم ولی هر ماه رو به سی روز تقسيم می کرديم .و برای هر روزی هم اسمی داشتيم . هرمز روز ، بهمن روز ، . . .
برای ما سال ۳۶۰ روز بوده و ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ) ما در اين پنج روز آتش روشن ميکرديم تا که روح نياکانمون رو به خانه هامون دعوت کنيم .
بنابراين اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده اون آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستانه و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نره ايرانيان بعد از اسلام، نحثی چهارشنبه رو بهانه کردن و اين جشن رو با اون خرافه اعراب منطبق کرديم و شد چهارشنبه سوری ."
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 19:4  توسط زاوش مهرکیش  | 

 از:  اردشیر جهانیان

هستی  انسان بر نیک اندیشی استوار است

اندیشه نیک، زندگی ساز است

برتری بر دیگران، بر نیک اندیشی استوار است

فرمانده همه نیرو های تن و جان، اندیشه نیک است

اندیشه راهنمای هر کس به راه نیکی یا بدی است

اندیشه نیک سازنده سامان دهنده هستی و نماینگر خوشبختی است

اندیشه نیک همانند بالهایست که پرواز بر اوج هر دانش و بینشی را ممکن میسازد

و سر انجام ، بیچاره آنکه اندیشه اش به سوی بدی گرایش یابد.

 

بر گرفته از راه اشا، چاپ سال 3740 زرتشتی = 2002 ترسای 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:45  توسط زاوش مهرکیش  | 

گزیده هایی از مینوی خرد

پرسید دانا از مینوی خرد که خرد بهتر است یا هنر یا نیکی؟

مینوی خرد پاسخ داد:  خردی که با آن نیکی نیست آن را خرد نباید شمرد، و هنری که خرد با آن نیست آن را هنر نبایر شمرد.

پرسید دانا از مینوی خرد که چه کسی تحملش بیشتر، چه کسی نیرومندتر، چه کسی تیزتر، چه کسی شادتر، و چه کسی غمگین  تر است؟

مینوی خرد پاسخ داد: اهورامزدا (خدا) متحملتر، سپهر نیرومند تر، حافظه مردمان تیزتر، روان نیکو کاران شادتر، و روان بدکاران غمگین تر است.

پرسید دانا از مینوی خرد که آن شادی کدام است که از غم بد تر است؟

مینوی خرد پاسخ داد:  آن که خواسته (دارایی) از گناه اندوخته است و بدان شاد است، پس شادیش از غم بد تر است.

پرسید دانا از مینوی خرد که با بیم و سخن دروغ  زیستن بدتر است یا مرگ؟

مینوی خرد پاسخ داد:  با بیم و سخن دروغ زیستن از مرگ بدتر است. چه برای زندگی هر کس شادی و خوشی زندگی گیتی لازم است، و اگر شادی و خوشی گیتی ندارد و بیم و سخن دروغ نیز با اوست، چنین زندگانی از مرگ بد تر است

پرسید دانا از مینوی خرد که پادشاهان را چه چیزی سودمند تر و چه چیزی زیان رسان تر است؟

 مینوی خرد پاسخ داد:  پادشاهان را مصاحبت با دانایان و نیکان سودمند تر است و گفتگو و مصاحبت با افترا زنندگان و دو رویان زیان رسان تر.

پرسید دانا از مینوی خرد که انسان به نیکی و بدی کدامیک شناخته تر است؟        

  انسانی که نشست و کارش با نیکان است نامش را به نیکی و خوبی برند، آن کس به نیکی شناخته تر است.  آن کس که که نشست و کارش با بدان است نامش را به بد نامی برند، آن کس به بدی شناخته تر است. چه گفته شده است که کسی که با نیکان پیوندد، نیکی و کسی که با بدان پیوندد، بدی با خود آورد. همچون باد که چون به گندی خورد گندی، و چون به عطر بر خورد عطر با خود آورد. پس بدان، آن کسی که کارش با نیکان است نیکی یرد، و آن کس که کارش با بدان است بدی.

 

مینوی خرد کتابی است که نویسند با آفریدن دو شخصییت

خیالی به نامهای دانا  و مینوی خرد به گونه پرسش و پاسخ به نوشتار در آمده است.

     گرد آورنده: فربد واستار

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:44  توسط زاوش مهرکیش  | 

آیین زناشويي در ايران باستان

منبع : http://www.ariarman.com

Cyrus the great - King Of Iranian Empire

 

 در كيش ايران باستان زناشويي به منظور زندگي خوش و خرم و اتحاد و اتفاق و ازدياد نفوس و تشكيل خانواده چنان بر پايه صحيح و محكم استوار بوده كه خود به خود ضامن بقا و دوام زندگي مشترك بود و مهر ومحبت را بين زن و شوهر .....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:40  توسط زاوش مهرکیش  | 

متن حقوق بشر   کوروش بزرگ    پدر ایران ما

%D9%85%D8%AA%D9%86%20%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%20%D8%A8%D8%B4%D8%B1%20%28%20%D8%A2%D9%88%D8%A7%DB%8C%20%D8%AF%D9%84%20%29.jpg

اینک به یاری اهورمزدا تاج سلطنت ایران ، بابل و کشورهای چهارگانه را بر سر گذاشته ام اعلام می کنم تا روزی که زنده هستم و اهورمزدا پادشاهی را به من ارمغان می کند کیش و آیین و باورهای مردمانی را که من پادشاه آنها هستم را گرامی بدارم و نگذارم که فرمانروایان و زیر دستان من ، کیش و آیین و دین و روش مردمان دیگر را پست بدارند و یا آنها را بیازارند .

من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزذا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به شاهی خوذ بپذیرد یا نپذیرد و هرگاه نخاهد ، مرا که ، پادشاه ایران و بابل و کشورهای چهار گانه هستم ، نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستم کاران را به کیفر خواهم رساند .

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگیرد .

من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت کسی ، کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد .

من اعلام می کنم که هر کسی ازاد است هر دین و آیینی را که میل دارد بر گزیند و در هر جا که می خواهد سکونت نماید و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جا آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد انتخاب نماید ، تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننماید و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد .

من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی اعمال خود می باشد هیچ کس را نباید به انگیزه ایکه از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس را به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خانواده کاری نیست .

تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده یا نام های دیگر بفروشند و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بر بندد .

از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملت های ایران و ممالک چهار گانه گرفته ام پیروز گرداند .

من که امروز افسر پادشاهی را بر سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزذا پادشاهی را به من ارزانی کرده هرگز فرمانروایی خود را بر هیچ مردمانی به زور تحمیل نکنم و در پادشاهی من هر ملتی آزاد است که مرا به شاهی خوذ بپذیرد یا نپذیرد و هرگاه نخاهد ، مرا که ، پادشاه ایران و بابل و کشورهای چهار گانه هستم ، نخواهم گذاشت که کسی به دیگری ستم کند و اگر کسی ناتوان بود و بر او ستمی رفت من از وی دفاع خواهم کرد و حق او را گرفته و به او پس خواهم داد و ستم کاران را به کیفر خواهم رساند .

 

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت کسی مال و اموال دیگری را با زور یا هر روش نادرست دیگری از او بدون پرداخت ارزش واقعی آن بگیرد .

 

من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت کسی ، کسی را به بیگاری بگیرد و به او مزد نپردازد .

 

من اعلام می کنم که هر کسی ازاد است هر دین و آیینی را که میل دارد بر گزیند و در هر جا که می خواهد سکونت نماید و به هر گونه که معتقد است عبادت کند و معتقدات خود را به جا آورد و هر کسب و کاری را که می خواهد انتخاب نماید ، تنها به شرطی که حق کسی را پایمال ننماید و زیانی به حقوق دیگران وارد نسازد .

 

من اعلام می کنم هر کس پاسخگوی اعمال خود می باشد هیچ کس را نباید به انگیزه ایکه از بستگانش خلاف کرده است مجازات کرد و اگر کسی از دودمان یا خانواده ای خلاف کرد تنها همان کس را به کیفر برسد و با دیگر مردمان و خانواده کاری نیست .

 

تا روزی که من زنده هستم نخواهم گذاشت مردان و زنان را به نام برده یا نام های دیگر بفروشند و این رسم زندگی باید از گیتی رخت بر بندد .

از مزدا می خواهم که مرا در تعهداتی که نسبت به ملت های ایران و ممالک چهار گانه گرفته ام پیروز گرداند .
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 22:28  توسط زاوش مهرکیش  | 

در روز اسفند از ماه اسفندکه برابر است با پانزدهم اسفندماه جشنی برپا می گشت که مردگیران یا مژده گیران بوده است. این جشن ویژه زنان بود و برای بزرگداشت آنان برپا می گشت. مردان برای گرامیداشت آن پیشکش داده و بخشش می کردند. زنان در آنروز فرمانروایی می کردند و مردان باید از آنان فرمان می بردند. در تاریخ گردیزی آمده است از اینروی این جشن را مردگیری می نامند که زنان با آزادی تمام می توانستند مرد زندگی خود را برگزینند. بکتاش خمسه پور (رادیو فردا): امروز چهاردهم فوریه در بسیاری از کشورهای جهان مراسم روز ولنتاین برگزار می شود. روزی که مهرورزان و عاشقان به یکدیگر مژدگانی و هدیه می دهند. برپایه پژوهش ها و منابع تاریخی برگزاری چنین جشنی در فرهنگ ایران ریشه دارد و میان ایرانیان مرسوم بوده است. در دفتر گاهشماری و جشن های ایران باستان از هاشم رضی آمده است که در روز اسفند از ماه اسفند که برابر است با پانزدهم اسفندماه جشنی برپا می گشت که مردگیران یا مژده گیران بوده است. این جشن ویژه زنان بود و برای بزرگداشت آنان برپا می گشت. مردان برای گرامیداشت آن پیشکش داده و بخشش می کردند. زنان در آنروز فرمانروایی می کردند و مردان باید از آنان فرمان می بردند. در تاریخ گردیزی نیز آمده است از اینروی این جشن را مردگیری می نامند که زنان با آزادی تمام می توانستند مرد زندگی خود را برگزینند. در این روز مردان از آنان فرمانبرداری می کردند و آرزوهای آنها را برآورده می ساختند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 2:33  توسط زاوش مهرکیش  | 

 

Backgrounds

PostalCard

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 2:57  توسط زاوش مهرکیش  | 

"ای مزدا

ای که این زمین و آب وگیاه را آفریدی

با پاکترین خرد خود

رسایی وجاودانگی را به من ببخشای

و درپرتو اندیشه نیک

توش وتوان تنی و روانی وپایداری

وزندگی تازه را به من ارزانی دار

واز آموزشهای خود برخوردار کن."

سروده ای از زرتشت ، پیامبر دین زرتشتیان ایران از کتاب "گاتها"ی زرتشت(سروده های زرتشت).

ششم فروردین برابربا 25 مارس و بنا برتقویم اوستایی که "خرداد روز" نامیده میشود وبنا بر باور زرتشتیان ایران و

نوشته های پهلوی ، زرتشت پیامبر ایرانی چشم بر جهان گشود.........

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 4:6  توسط زاوش مهرکیش  | 

شیعه گری

 

 

    موضوع : دینی

    نویسنده : احمد کسروی  

    توضیحات : این کتاب واقعیات دین اسلام و مخصوصا مذهب

             شیعه  را به وضوح بیان میکند.

 

 

برای تهیه این کتاب با من تماس بگیرید. 

۰۹۳۵۸۳۸۲۰۹۲

+ نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 0:49  توسط زاوش مهرکیش  | 



  RSS 

TEMPLATED BY: Zavosh
 
POWERED BY: BLOGFA.COM